اهل كاشانم روزگارم بد نيست تكه ناني دارم خرده هوشي سر سوزن شوقي مادري دارم بهتراز برگ درخت دوستاني بهتر از آب روان و خدايي كه دراين نزديكي است لاي اين شب بوها پاي آن كاج بلند روي آگاهي آب روي قانون گياه من مسلمانم قبله ام يك گل سرخ جانمازم چشمه مهرم نور دشت سجاده من من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم در نمازم جريان دارد ماه جريان دارد طيف سنگ از پشت نمازم پيداست همه ذرات نمازم متبلور شده است من نمازم را وقتي مي خوانم كه اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو من نمازم را پي تكبيره الاحرام علف مي خوانم پي قد قامت موج كعبه ام بر لب آب كعبه ام زير اقاقي هاست كعبه ام مثل نسيم باغ به باغ مي رود شهر به شهر حجرالاسود من روشني باغچه است اهل كاشانم پيشه ام نقاشي است گاه گاهي قفسي مي سازم با رنگ مي فروشم به شما تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است دل تنهايي تان تازه شود باغ ما جاي گره خوردن احساس و گياه باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آيينه بود باغ ما شايد قوسي از دايره سبز سعادت بود گاه تنهايي صورتش را به پس پنجره مي چسبانيد شوق مي آمد دست در گردن حس مي انداخت فكر بازي مي كرد زندگي چيزي بود مثل يك بارش عيد يك چنار پر سار زندگي در آن وقت صفي از نور و عروسك بود يك بغل آزادي بود چيزها ديدم در روي زمين كودكي ديدم ماه را بو مي كرد قفسي بي در ديدم كه در آن روشني پرپر مي زد نردباني كه از آن عشق مي رفت به بام ملكوت من زني را ديدم نور در هاون مي كوبيد ظهر در سفره آنان نان بود سبزي بود دوري شبنم بود كاسه داغ محبت بود من گدايي ديدم در به در مي رفت آواز چكاوك مي خواست در چراگاه نصيحت گاوي ديدم سير شاعري ديدم هنگام خطاب به گل سوسن مي گفت شما من كتابي ديدم واژه هايش همه از جنس بلور كاغذي ديدم از جنس بهار من قطاري ديدم روشنايي مي برد من قطاري ديدم فقه مي بردو چه سنگين مي رفت من قطاري ديدم كه سياست مي برد و چه خالي مي رفت من قطاري ديدم تخم نيلوفر و آواز قناري مي برد و هواپيمايي كه در آن اوج هزاران پايي خاك از شيشه آن پيدا بود كاكل پوپك خال هاي پر پروانه عكس غوكي در حوض و عبور مگس از كوچه تنهايي خواهش روشن يك گنجشك وقتي از روي چناري به زمين مي آيد در ميان دو درخت گل ياس شاعري تابي مي بست پسري سنگ به ديوار دبستان ميزد كودكي هسته زردآلو را روي سجاده بيرنگ پدر تف مي كرد و بزي از خزر نقشه جغرافي آب مي خورد عشق پيدا بود موج پيدا بود برف پيدابود دوستي پيدا بود سفر ماه به حوض فوران گل حسرت از خاك ريزش تاك جوان ازديوار بارش شبنم روي پل خواب پرش شادي از خندق مرگ گذر حادثه از پشت كلام جنگ يك روزنه با خواهش نور جنگ تنهايي بايك آواز جنگ خونين انار و دندان جنگ پيشاني با سردي مهر حمله كاشي مسجد به سجود حمله باد به معراج حباب صابون فتح يك قرن به دست يك شعر فتح يك كوچه به دست دو سلام قتل يك قصه سر كوچه خواب قتل يك غصه به دستور سرود قتل يك شاعر افسرده به دست گل يخ همه ي روي زمين پيدا بود نظم در كوچه يونان مي رفت جغد در باغ معلق مي خواند روي درياچه آرام نگين قايقي گل مي برد در بنارس سر هر كوچه چراغي ابدي روشن بود اهل كاشانم اما شهر من كاشان نيست شهر من گم شده است من با تاب من با تب خانه اي در طرف ديگر شب ساخته ام من دراين خانه به گم نامي نمناك علف نزديكم من صداي نفس باغچه را مي شنوم و صداي ظلمت را وقتي از برگي مي ريزد و صداي سرفه روشني از پشت درخت عطسه آب از هر رخنه ي سنگ چك چك چلچله از سقف بهار و صداي صاف ‚ باز و بسته شدن پنجره تنهايي و صداي پاك ‚ پوست انداختن مبهم عشق متراكم شدن ذوق پريدن در بال و ترك خوردن خودداري روح من صداي قدم خواهش را مي شونم شيهه پاك حقيقت از دور من صداي وزش ماده را مي شنوم و صداي كفش ايمان را در كوچه شوق و صداي باران را روي پلك تر عشق روي موسيقي غمناك بلوغ روي اواز انارستان ها و صداي متلاشي شدن شيشه شادي در شب پاره پاره شدن كاغذ زيبايي پر و خالي شدن كاسه غربت از باد من به آغاز زمين نزديكم نبض گل ها را مي گيرم روح من كم سال است روح من گاهي از شوق سرفه اش مي گيرد روح من بيكاراست قطره هاي باران را ‚ درز آجرها را مي شمارد روح من گاهي مثل يك سنگ سر راه حقيقت دارد من نديدم دو صنوبر را با هم دشمن من نديدم بيدي سايه اش را بفروشد به زمين رايگان مي بخشد نارون شاخه خود را به كلاغ هر كجا برگي هست شور من مي شكفد مثل بال حشره وزن سحر را ميدانم مثل يك گلدان مي دهم گوش به موسيقي روييدن من نمي خندم اگر بادكنك مي تركد زندگي رسم خوشايندي است زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ پرشي دارد اندازه عشق زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از يادمن و تو برود زندگي جذبه دستي است كه مي چيند زندگي بعد درخت است به چشم حشره زندگي تجربه شب پره در تاريكي است زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد زندگي سوت قطاري است كه درخواب پلي مي پيچد زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست خبر رفتن موشك به فضا لمس تنهايي ماه فكر بوييدن گل در كره اي ديگر زندگي شستن يك بشقاب است زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است زندگي مجذور آينه است زندگي گل به توان ابديت زندگي ضرب زمين در ضربان دل ما زندگي هندسه ساده و يكسان نفسهاست هر كجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره فكر هوا عشق زمین مال من است چه اهميت دارد گاه اگر مي رويند قارچ هاي غربت ؟ من نمي دانم كه چرا مي گويند : اسب حيوان نجيبي است كبوتر زيباست و چرا در قفس هيچ كسي كركس نيست گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد واژه ها را بايد شست واژه بايد خود باد ‚ واژه بايد خود باران باشد چترها را بايد بست زير باران بايد رفت فكر را خاطره را زير باران بايد برد با همه مردم شهر زير باران بايد رفت دوست را زير باران بايد برد عشق را زير باران بايد جست زير باران بايد با زن خوابيد زير باران بايد بازي كرد زير باران بايد چيز نوشت حرف زد نيلوفر كاشت زندگي تر شدن پي در پي زندگي آب تني كردن در حوضچه اكنون است رخت ها را بكنيم آب در يك قدمي است روشني را بچشيم شب يك دهكده را وزن كنيم خواب يك آهو را گرمي لانه لك لك را ادراك كنيم روي قانون چمن پا نگذاريم در موستان گره ذايقه را باز كنيم و دهان را بگشاييم اگر ماه درآمد و نگوييم كه شب چيز بدي است و نگوييم كه شب تاب ندارد خبر از بينش باغ و بياريم سبد ببريم اين همه سرخ اين همه سبز صبح ها نان و پنيرك بخوريم و بكاريم نهالي سر هر پيچ كلام و بپاشيم ميان دو هجا تخم سكوت و نخوانيم كتابي كه در آن باد نمي آيد و كتابي كه در آن پوست شبنم تر نيست و كتابي كه در آن ياخته ها بي بعدند و نخواهيم مگس از سر انگشت طبيعت بپرد و نخواهيم پلنگ از در خلقت برود بيرون و بدانيم اگر كرم نبود زندگي چيزي كم داشت و اگر مرگ نبود دست ما در پي چيزي مي گشت و بدانيم اگر نور نبود منطق زنده پرواز دگرگون مي شد و بدانيم كه پيش از مرجان خلايي بود در انديشه دريا ها و نپرسيم كجاييم و نپرسيم كه فواره اقبال كجاست و نپرسيم چرا قلب حقيقت آبي است پشت سرنيست فضايي زنده پشت سر مرغ نمي خواند پشت سر باد نمي آيد پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است پشت سر روي همه فرفره ها خاك نشسته است پشت سر خستگي تاريخ است پشت سر خاطره ي موج به ساحل صدف سرد سكون مي ريزد لب دريا برويم تور در آب بيندازيم وبگيريم طراوت را از آب ريگي از روي زمين برداريم وزن بودن را احساس كنيم بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم ديده ام گاهي در تب ماه مي آيد پايين مي رسد دست به سقف ملكوت ديده ام سهره بهتر مي خواند گاه زخمي كه به پا داشته ام زير و بم هاي زمين را به من آموخته است و نترسيم از مرگ مرگ پايان كبوترنيست مرگ در ذهن اقاقي جاري است مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد مرگ در حنجره سرخ - گلو مي خواند مرگ مسوول قشنگي پر شاپرك است گاه در سايه نشسته است به ما مي نگرد و همه مي دانيم ريه هاي لذت پر اكسيژن مرگ است بگذاريم كه احساس هوايي بخورد بگذاريم كه تنهايي آواز بخواند چيز بنويسد به خيابان برود ساده باشيم ساده باشيم چه در باجه يك بانك چه در زير درخت كار مانيست شناسايي راز گل سرخ كار ما شايد اين است كه در افسون گل سرخ شناور باشيم پشت دانايي اردو بزنيم دست در جذبه يك برگ بشوييم و سر خوان برويم صبح ها وقتي خورشيد در مي آيد متولد بشويم هيجان ها را پرواز دهيم روي ادراك ‚ فضا ‚ رنگ صدا پنجره گل نم بزنيم آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي هستي ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم بار دانش را از دوش پرستو به زمين بگذاريم نام را باز ستانيم از ابر از چنار از پشه از تابستان روي پاي تر باران به بلندي محبت برويم در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم كار ما شايد اين است كه ميان گل نيلوفر و قرن پي آواز حقيقت بدويم»
ناگهان شعر
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 | 0:28 | نویسنده : سعید مختار
تاريخ : جمعه بیست و نهم دی 1391 | 14:3 | نویسنده : سعید مختار
تاريخ : دوشنبه هجدهم دی 1391 | 11:56 | نویسنده : سعید مختار

در خدمت خلق بندگی ما را کشت

وندر پی نان دوندگی ما را کشت


هم محنت روزگار و هم منت خلق

ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت



تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | 7:56 | نویسنده : سعید مختار

http://images.fineartamerica.com/images-medium-large/grapes-with-pomegranates-tom-mc-nemar.jpg

(1)

به شیوه ی انار عاشق می شوم

                         وقتی نگاهت با طعم انگور

                                                  مستم می کند.

سیب هم

               وسوسه ی ناز سر انگشتانت را

                                               در باغ بهشت

                                                            یاد نگرفت

(2)

در روزهایم گم می شوی

                   چون رؤیایی عاشقانه

شب هایم را هویدایی

                 به سان واقعیّتی شیرین

                                که منطق فرهاد را به بازی گرفته.

(3)

میاندار عقل و عشقم

چون دلِ خواب زده ی پنجره

که گیر ست

میان واژه های صامتِ دلتنگیِ یارِ خانه نشین

                                     و نوایِ تار زنِ شبگرد کوچه ها!

(4)

پیوند واژه ها

           بی اجازت غزل نگاه

                               و عسل کلامت

                                              متبرّک نمی شد

(5)

در آغوش کدام غم غنوده ای

               که لبخند خفته بر کبود لب هات را

                                                 هیچ بوسه ای

                                                             بیدار نمی کند؟!



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 | 20:15 | نویسنده : سعید مختار

شایعه 3روزتاریکی وپایان یافتن جهان

 

آیا هفته آینده جهان به پایان میرسد؟

اخیراشایعه ای بی اساس مبنی بر سه شب تاریکی و پایان جهان در 21 دسامبر2012 دربین افواه عامه مردم کوچه وبازار ردوبدل مبشود وموجب کنجکاوی و پیگیری برخی از مردم در این زمینه شده است.
این شایعات در محافل  اجتماعی وفرهنگی نیز مطرح شده و با نزدیک شدن به روز موعود ابعاد گسترده تری به خود گرفته و ساخت و انتشار فیلم 2012 بر تبلیغات پیرامون پدیده های مرتبط با نابودی جهان افزوده و موجب افزایش نگرانی در میان برخی از مردم ناآگاه شده است.حتی دوروزپیش خبری ازچین داشتیم که مردم درافق 3خورشید راهنگام غروب دیدند(بعدارسانه هاگفتنداین پدیده نادربراثرانعکاس نوردرروی ابرهابوده )ولی بهرحال چینی هاهم دچارنگرانی ووحشت فراوان شدند.
یکی از ادعاهای جاری در محافل عمومی، مربوط به پیشگویی جنجال برانگیز قوم باستانی مایا است که بر اساس آن در این روز یک دوره پنج هزار و 125 ساله در تقویم این قوم به پایان می رسد.
از دیگر دلایل این موضوع برخورد سیاره ای ناشناخته به زمین و مقارنه خورشید و کهکشان است که مراکز علمی نجوم از جمله ناسا با قاطعیت این قبیل شایعات بی اساس را رد کرده اند.
متاسفانه تبلیغات کشورهای غربی و برخی خرافه پرستی ها در کشورهای همجوار موجب تردید در میان برخی شهروندان  ایرانی نیزشده است.

یک نظریه پوچ دیگر بر این اساس است که در 21 دسامبر میدان مغناطیسی زمین برعکس شده و عواقب وخیمی را مانند گردابهای عظیم و از بین رفتن تمام سیستم‌های ارتباط الکترونیکی در پی دارد.
 
ساده لوحانی دیگر هم گول این نظریه مضحک را خورده‌اند که زمین به طور ناخواسته به سوی یک سیاه‌چاله در مرکز راه شیری می‌افتد که بشریت را در خود فرو خواهد برد.
 
 محققان ناساگفته اندهیچ سیارک و دنباله‌دار شناخته‌شده‌ای در مسیر برخورد با زمین نیست.
 
در حقیقت اگر هرگونه سیاره یا دنباله‌دار در مسیر برخورد با زمین باشد، باید اکنون در آسمان کاملا قابل مشاهده باشد.
 

از آنجا که غیر از خداوند بزرگ هیچ کس نمی تواند پایان جهان را پیش بینی کند بنابراین اینگونه دروغ ها از نگاه باورهای اسلامی منسوخ و غیرقابل قبول است.
از نظر مذهبی نیز این مساله توجیه ندارد چرا که در قرآن هم بیان شده کلید تمام اسرار در دست خداست و کسی از زمان ظهور امام زمان(عج) و قیامت اطلاعی ندارد.

البته سطح شعورمردم ما بسیار بالا بوده و چنین شایعاتی پوچ و بی اساسی که توجیه علمی، عقلی، دینی و قرآنی ندارند را قبول نمی کنند.

خداونددرسوره لقمان  آیه 34می فرماید:(ان الله عنده علم الساعه):زمان فرارسیدن قیامت رافقط خدامی داندوبس.

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 10:49 | نویسنده : سعید مختار
تاريخ : پنجشنبه شانزدهم آذر 1391 | 23:46 | نویسنده : سعید مختار



تاريخ : یکشنبه پنجم آذر 1391 | 22:36 | نویسنده : سعید مختار

هوش معنوی چیست؟

هوش

هوش معنوی 1   Spiritual Intelligence

برای انتخابی درست از میان راههای موجود در بحث معنویت و عرفان، و تشخیص راه درست از غلط، و یا عرفان صحیح از کاذب، ابزاری نیاز است، که مهمترین آن "هوش معنوی" است، که با این هوش انسان دچار تشویش نشده و در دو راهی های معنوی، میتواند راه درست و پرچمدار راه درست را، پیدا کرده و نور واقعی را از بین نورهای ضعیف و قوی که انسان را به بیراهه میبرند، پیدا کند، و به سرانجام مقصود برسد.

هوش معنوی یا SQ را می توان همان توانایی دانست، که به ما قدرتی می دهد و رویاها و تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن رویاها را می دهد. این هوش زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها معتقدیم و نقش باورها، هنجارها، عقاید و ارزش ها را در فعالیت هایی را که بر عهده می گیریم در بر می گیرد. هوشی که به واسطه آن سوال سازی در ارتباط با مسائل اساسی و مهم در زندگی مان می پردازیم و به وسیله آن در زندگی خود تغییراتی را ایجاد می کنیم.

در واقع با استفاده از هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیت هایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده از آن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدامیک از اعمال و رفتارهایمان از اعتبار بیشتری برخوردارند، و کدام مسیر در زندگی مان بالاتر و عالی تر است، تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازیم.

برای روشن تر شدن هوش معنوی مثالی از هوش هایی می زنیم که نشانگر هوش چندگانه است، که با هوش جسمی آغاز می شود و با PQ نمایش می دهند.

به عبارت دیگر هوش معنوی توانایی عمل کردن هوشمندانه و عاقلانه است. در حالی که آرامش بیرونی را بدون توجه به شرایط حفظ می کنیم. هوش معنوی، هوش ذاتی انسان است، اما مانند هر هوش دیگری می بایست رشد یابد. بدین معنی با توجه به مهارتهایی که هوش معنوی را تشکیل می دهند می توانیم آن را تعریف و اندازه گیری نماییم.

این هوش ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص می دهد، در واقع PQ آگاهی جسمی و نحوه استفاده ماهرانه از آن را شامل می شود. قسمت بعدی هوش منطقی یا عقلانی IQ است. هوشی که در حال حاضر بیش از سایر هوش ها در سیستم های آموزشی مورد توجه قرار می گیرد.

دعا

پس از IQ سطح دیگری است که به EQ اختصاص دارد این هوش در زمینه کسب موفقیت در بازار کار نقش مهمی دارد و ما را در حین برقراری ارتباط یاری می دهد و از این بابت مهم تر بوده و تا حدی از قابلیت پیشگویی برخوردار است.

آخرین لایه SQ است که هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکری، آرامش درونی و بیرونی و عملکرد همراه با بصیرت، ملایمت و مهربانی را شامل می شود.

IQ به منزله دروازه برای ورود است. در صورت برخوردار نبودن از حداقل لا زم IQ قادر به ورود در فضای دلخواه برای مطالعه رشته مورد علاقه مان نخواهیم بود، اما آنچه ما را در زمره بهترین ها در شغلمان و رشته مورد علاقه مان جای می دهد میزانEQ در ماست.

EQ و SQ به هم مرتبطند. اما در عین حال دو هوش متفاوت و جدا از هم به حساب می آیند.

بهره مندی از حداقل EQ می تواند شروع مناسبی را در سفرهای روحانی و معنوی فرد در پی داشته باشد، چرا که کمی خودآگاهی و همدلی برای شروع این روند لازم است، اما به محض آغاز تمرینات معنوی، هوش معنوی خود می تواند در رشد EQ نقش بسیار تقویت کننده و فعال کننده داشته باشد.

از طرف دیگر رشد EQ نیز می تواند در رشد و ارتقای SQ موثر باشد. در واقع EQ و SQ تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند و رشد و توسعه هر یک باعث پرورش وتوسعه دیگری می شود. زیرا عقیده بر این است که هوش هیجانی (عاطفی) و هوش معنوی به یکدیگر وابسته هستند. باور بر این است که به حداقل، کمی هوش عاطفی نیاز است تا بتوان سفر معنوی را آغاز کرد. اما وقتی که رشد هوش معنوی آغاز شد، هوش عاطفی هم بسیار تقویت می شود، در واقع آنها به طور مثبت یکدیگر را تقویت می کنند.

برای انتخابی درست از میان راههای موجود در بحث معنویت و عرفان، و تشخیص راه درست از غلط، و یا عرفان صحیح از کاذب، ابزاری نیاز است، که مهمترین آن "هوش معنوی" است، که با این هوش انسان دچار تشویش نشده و در دو راهی های معنوی، میتواند راه درست و پرچمدار راه درست را، پیدا کرده و نور واقعی را از بین نورهای ضعیف و قوی که انسان را به بیراهه میبرند، پیدا کند، و به سرانجام مقصود برسد.

به عبارت دیگر هوش معنوی توانایی عمل کردن هوشمندانه و عاقلانه است. در حالی که آرامش بیرونی را بدون توجه به شرایط حفظ می کنیم. هوش معنوی، هوش ذاتی انسان است، اما مانند هر هوش دیگری می بایست رشد یابد. بدین معنی با توجه به مهارتهایی که هوش معنوی را تشکیل می دهند می توانیم آن را تعریف و اندازه گیری نماییم.

هوش معنویت

هوش معنوی زمینه ساز انسان برای دستیابی به معنای زندگی است. معنای زندگی از سه جنبه ی:

- هدفداری

- ارزشمندی

- كاركرد زندگی

 که اینها یكی از مهمترین پرسشهای بشر و به گفته برخی فیلسوفان مهمترین پرسش بشر است. در واقع نحوه درگیری انسان با این مساله مهم و تلاشهایی كه برای پاسخ به آن انجام می دهد، تعیین كننده مسیر اصلی زندگی و نیز سرنوشت سعادت آمیز یا فلاكت بار اوست. ما بدون داشتن یك نظریه مناسب و رسا درباره معنی داری یا هنجارمندی و نقش آنها در عالم هستی، قادر به بسط و توسعه راههایی برای تعمیق معنا در زندگی و غنا بخشیدن به آن و تقویت ارزشهایی كه موجب ارزشمندی زندگی می شوند، نیستیم. ما چگونه می توانیم خود و بستر هستی خویش را به طریقی بشناسیم كه به ما امكان دهد به گونه ای مناسب با انسانیت، فردیت و شرایطمان زندگی كنیم و به آن معنی ببخشیم؟ به عبارت دیگر، چگونه می توانیم خودمان و محیطمان را بشناسیم، به گونه ای كه قادر باشیم زندگی كاملا معنی دار و ارزشمندی را سپری كنیم؟

در واقع هوش معنوی اشاره دارد به مهارتها، توانائیها و رفتارهای لازم برای:

    - توسعه و حفظ ارتباط با منشأ غایی همه موجودات

    - كامیابی در جستجوی معنی زندگی

    - یافتن یك مسیر اخلاقی كه به هدایت ما در زندگی كمك نماید

    - درك معنویات و ارزشها در زندگی شخصی و روابط بین فردی



تاريخ : چهارشنبه یکم آذر 1391 | 22:25 | نویسنده : سعید مختار
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391 | 20:15 | نویسنده : سعید مختار

we believe that the little things can make a difference in everyone’s life



تاريخ : شنبه بیستم آبان 1391 | 11:28 | نویسنده : سعید مختار
تاريخ : جمعه نوزدهم آبان 1391 | 10:6 | نویسنده : سعید مختار
شلخته درو کنید تا چیزی هم گیر خوشه چین ها بیاید 

دوباره می سازمت وطن ــــــ اگرچه با خشت جان خویش


ستون به سقف تو می زنم ــــــ اگرچه با استخوان خویش


دوباره می بویم از تو گل ـــــــ به میل نسل جوان تو


دوباره می شویم از تو خون ــــــ به سیل اشک روان خویش


دوباره یک روز روشنا ـــــــ سیاهی از خانه می رود


به شعر خود رنگ می زنم ـــــــ ز آبی آسمان خویش


اگرچه صد ساله مرده ام ـــــــ به گور خود خواهم ایستاد


که بر درم قلب اهرمن ـــــــ به نعره آنچنان خویش


کسی که (عظم رمیم) را ـــــــ دوباره انشا کند به لطف


چو کوه می بخشدم شکوه ـــــــ به عرصه امتحان خویش


اگرچه پیرم ولی هنوز ــــــ مجال تعلیم اگر بود


جوانی آغاز می کنم ـــــــ کنار نو باوگان خویش


حدیث (حب الوطن) زشوق ـــــــ بدان روش ساز می کنم


که جان شود هر کلام دل ــــــ چو برگشایم دهان خویش


هنوز در سینه آتشی ـــــــ به جاست کز تاب شعله اش


گمان ندارم به کاهشی ـــــــ زگرمی دودمان خویش


دوباره می بخشیم توان ــــــ اگرچه شعرم به خون نشستد


دوباره می سازمت به جان ـــــــ اگرچه بیش از توان خویش



تاريخ : سه شنبه هجدهم مهر 1391 | 22:47 | نویسنده : سعید مختار

بر دکه ی روزنامه فروشی

باران
به شکل الفبا می بارد.

دوست دارم چند حرف و شاخه گلی در منقارم بگیرم
و منتظرت بمانم.

باران عصر
موزون و مقفا
می بارد
می بارد
می بارد

و تو
دیر کرده ای
گل ها مثل پرندگان به دام افتاده در کف من می لرزند.

تو نخواهی آمد
و شعر
داستان پرنده ای است
که پرواز را دوست دارد و
بالی ندارد.



تاريخ : دوشنبه هفدهم مهر 1391 | 17:27 | نویسنده : سعید مختار
تاريخ : پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 | 21:39 | نویسنده : سعید مختار



تاريخ : سه شنبه چهارم مهر 1391 | 23:59 | نویسنده : سعید مختار
تاريخ : جمعه سی و یکم شهریور 1391 | 0:20 | نویسنده : سعید مختار
 خوب به این سد نگاه کنید:



سد قشنگیه نه!؟
دوباره با دقت نگاه کنید
و بگویید اون لکه ها روی سد چی هستند







تاريخ : دوشنبه بیستم شهریور 1391 | 10:52 | نویسنده : سعید مختار

قصه های من و بابام را خوانده اید؟ اگر درباره ی آن آگاهی ندارید و یا نه، آن را خوانده اید، در هر دو صورت اینجا را کلیک نموده و سپس ادامه ی مطلب را بخوانید!


 

هوش دیداری، فضایی چیست؟

توانایی درک پدیده های دیداری

این نوع هوش توانایی درک پدیده های دیداری است.

 

یعنی توانایی درک یک شکل یا شیء

 

“امکان خلق ماهرانه تصاویر ذهنی به منظور حل مشکلات”



با بکارگیری این هوش فرد می تواند شکل ها را در ذهن حرکت دهد و بچرخاند و به صورت سه بعدی آن را در ذهن ببیند!

 

توانایی درک بصری فضایی ،تجسم فضایی ،رسم نقشه ونمودار ،کارتصویری گرافیک وطراحی ،خیال پردازی ،علاقه به دیدن فیلم ویدئو ،بازی شطرنج و…

 

یادگیرنده های دارای این نوع هوش، با تصاویر فکر می کنند.

و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یک تصویر ذهنی روشن ایجاد کنند.

***

آنها از نگاه کردن به نقشه، نمودار، تصویر و فیلم خوششان می آید.

 

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر است:

- ساختن پازل،

- درک نمودارها و شکل ها،

- حس جهت شناسی خوب،

- طراحی، نقاشی،

- ساختن استعاره ها و تمثیل های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)،

- دستکاری کردن تصاویر،

- ساختن،

- تعمیر کردن،

- طراحی وسایل عملی،

- تفسیر تصاویر دیداری

 

 

 

چکار کنیم؟

-از تجسم استفاده نمایید.

- نشانه های رنگی را بکار ببرید.

- از جدول، نقشه ها و دسته بندی ها و نمودار ها استفاده کنید.

- نوار ویدئو، اسلاید، آلبوم عکس خلق کنید.

- یک اثر هنری خلق کنید و شرح دهید.

- برای شرح موضوع یک تابلو یا کارت بازی خلق کنید.

– همراه با کشیدن ،نقاشی کردن، خلاصه کردن یا مجسمه سازی موضوع را شرح دهید.



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391 | 17:9 | نویسنده : سعید مختار
گفتگوهای کودکانه با خدا
 

 
خدای عزیز!
به جای این که بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید بیافرینی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمی‌کنی؟
 

خدای عزیز!
شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر را نمی‌کشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.
 

خدای عزیز!
اگر یکشنبه، مرا توی کلیسا تماشا کنی، کفش‌های جدیدم رو بهت نشون می دم.
 

خدای عزیز!
شرط می‌بندم خیلی برایت سخت است که همه آدم‌های روی زمین رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمی‌توانم همچین کاری کنم.
 

خدای عزیز!
در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چه کار می‌کنی، اگر تو بری تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام می‌دهد؟
 

خدای عزیز!
آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟
 

خدای عزیز!
این حقیقت داره اگر بابام از همان حرف‌های زشتی را که توی بازی بولینگ می‌زند، تو خانه هم استفاده کند، به بهشت نمی‌رود؟
 

خدای عزیز!
آیا تو واقعاً می‌خواستی زرافه این طوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟
 

خدای عزیز!
چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟
 

خدای عزیز!
من به عروسی رفتم و آن‌ها توی کلیسا همدیگر را بوسیدند. این از نظر تو اشکالی نداره؟
 

خدای عزیز!
آیا تو واقعاً منظورت این بوده که "نسبت به دیگران همان طور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار می‌کنند؟" اگر این طور باشد، من باید حساب برادرم را برسم.
 

خدای عزیز!
به خاطر برادر کوچولویم از تو متشکرم، اما چیزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، یک توله سگ بود.
 

خدای عزیز!
وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او چیزهایی درباره‌ات گفت که از آدم‌ها انتظار نمی‌رود بگویند. به هر حال، امیدوارم به او صدمه‌ای نزنی.
 

خدای عزیز!
لطفاً برام یه اسب کوچولو بفرست. من قبلاً هیچ چیز از تو نخواسته بودم. می‌توانی درباره‌اش پرس و جو کنی.
 

خدای عزیز!
من می‌خواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با این همه مو در تمام بدنش.
 

خدای عزیز!
برادر من یک موش صحرایی است. تو باید به اون دم هم می‌دادی‌ها!
 

خدای عزیز!
فکر می‌کنم منگنه یکی از بهترین اختراعاتت باشد.
 

خدای عزیز!
من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، 900 سال زندگی کنم.
 

خدای عزیز!
فکر نمی‌کنم هیچ کس می‌توانست خدایی بهتر از تو باشد. می‌خوام اینو بدونی که این حرفو به خاطر این که الان تو خدایی، نمی‌زنم.
 

خدای عزیز!
ما خوانده‌ایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاس‌های دینی یکشنبه‌ها به ما گفتند تو این کار رو کردی. بنابراین شرط می‌بندم او فکر تو را دزدیده.
 

خدای عزیز!
آدم‌های بد به نوح خندیدند و گفتند: "تو احمقی چون روی زمین خشک کشتی می‌سازی" اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون بودم همین کار رو می‌کردم.
 

خدای عزیز!
لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه می‌کنم.
 

خدای عزیز!
هیچ فکر نمی‌کردم نارنجی و بنفش به هم بیان. تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز سه‌شنبه ساخته بودی دیدم، معرکه بود.





تاريخ : چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391 | 11:8 | نویسنده : سعید مختار
 
Dr Stephen Mark treats terminal ill cancer patients by "un-orthodox" way and many patients recovered.
 
دکتر استفان مارک، بیمارهای سرطانی در مرحله آخر را با استفاده از روش های "نامتعارف" درمان کرده است و بسیاری از آنها بهبود یافتند
   He believes on natural healing in the body against illnesses. See the article below.
او به درمان طبیعی درمقابل با بیماریها مغتقد است
EATING FRUIT...

It's long but very informative
مطلب طولانی است اما بسیار مفید است 
 
We all think eating fruits means just buying fruits,
cutting it and just popping it into our mouths.
It's not as easy as you think.
It's important to know how and when to eat.
همه ما فکر میکنیم که خوردن میوه یعنی خرید میوه، پوست کندنش و فقط گذاشتنش توی دهان
به این سادگی که فکر میکنید نیست
بسیار مهم است که بدانیم چگونه و چه وقت باید میوه بخوریم  
 
What is the correct way of eating fruits?
راه صحیح خوردن میوه ها چیست؟ 
 

IT MEANS NOT EATING FRUITS AFTER YOUR MEALS! * FRUITS SHOULD BE EATEN ON AN EMPTY STOMACH.
این است که میوه ها را بعد از مصرف غذا نخورید
میوه ها باید زمانی خورده شوند که معده خالی است 
 
If you eat fruit like that, it will play a major role to detoxify your system,
supplying you with a great deal of energy for
weight loss and other life activities. 
اگر میوه ها را به آن صورت بخورید، نقش مهمی در مسموم کردن سیستم بدنتان خواهند داشت
بدنتان را با مقدار زیادی انرژی تامین میکنند
که این انرژی به جای مفید بودن باعث از دست دادن وزن و
کاهش قدرت برای انجام دیگر فعالیتهای زندگی میشود
 

FRUIT IS THE MOST IMPORTANT FOOD.
Let's say you eat two slices of bread and then a slice of fruit.The slice of fruit is ready to go straight through the stomach into the intestines,
but it is prevented from doing so.
 میوه مهم ترین خوراکهاست
برای مثال درنظر بگیرید که دو تکه نان و یک تکه میوه خورده اید
تکه میوه آماده است که مستقیما وارد معده تان و روده تان شود
اما به دلیل آن دو تکه نان، از ورود سریع آن به معده جلوگیری می شود   
 
In the meantime the whole meal rots and ferments
and turns to acid. The minute the fruit comes into
contact with the food in the stomach and digestive juices,
the entire mass of food begins to spoil....
در این بین همه غذا فاسد شده، تخمیر میشود و به اسید تبدیل میشود
به محض اینکه درون معده، میوه با غذا و آنزیمهای گوارشی 
تماس پیدا میکند، همه حجم غذا شروع به ازبین رفتن و فاسد شدن میکند  
 
So please eat your fruits on an empty stomach or
before your meals! You have heard people complaining — every time I eat watermelon I burp,
when I eat durian my stomach bloats up,
when I eat a banana I feel like running to the toilet, etc — actually all this will not arise if you eat the fruit on an empty stomach. The fruit mixes with the putrefying other food and produces gas and hence you will bloat!
پس لطفا میوه های خود را زمانی مصرف کنید که معده تان خالی است
و یا قبل از خوردن وعده های غذاییتان میل کنید
شما بارها شنیده اید که بسیاری شکایت میکنند که
هر زمان که هنوانه میخورم، غذا بالا می آید، و یا هر زمان که میوه درخت قهوه سودانی را می خورم معده ام نفخ میکند، زمانی که موز میخورم همش حس اینکه باید فورا به دستشویی بروم را دارم و غیره- در حقیقیت همه اینها اتفاق نخواهند افتاد اگر میوه را زمانی بخورید
که معده تان خالی است. میوه ها با غذای فاسد شده ترکیب میشوند
و گاز تولید میکنند و درنتیجه شما بالا می آورید
   Graying hair, balding, nervous outburst, and dark circles under the eyes all these will NOT happen
if you take fruits on an empty stomach.
سفیدی مو، تاس شدن، عصبانیت و گودی های سیاه زیر چشم،
همه شان اتفاق نخواهند افتاد اگر با معده خالی میوه میل کنید  
 
There is no such thing as some fruits, like orange
and lemon are acidic, because all fruits become
alkaline in our body, according to Dr. Herbert Shelton
who did research on this matter. If you have mastered the correct way of eating fruits, you have the Secret of beauty, longevity, health, energy, happiness and normal weight.
با توجه به تحقیقات دکتر هربرت شلتون، بایستی بدانیم که چنین
موضوعی صحیح نیست که بعضی از میوه ها مانند پرتقال، نارنج
و لیمو خودشان اسیدی هستند. چرا که همه میوه ها در بدن قلیایی میشوند
اگر شما روش صحیح میوه خوردن را کاملا بیاموزید
شما به راز زیبایی، عمر طولانی، سلامت، انرژی، شادابی
و وزن طبیعی دست پیدا خواهید کرد،    
 
When you need to drink fruit juice - drink only fresh fruit juice, NOT from the cans.
Don't even drink juice that has been heated up.
Don't eat cooked fruits because you don't get the nutrients
at all. You only get to taste.
Cooking destroys all the vitamins.
زمانی که نیاز دارید که آب میوه بنوشید- فقط آب میوه تازه بنوشید نه آب میوه کنسروها. حتی آب میوه هایی که بسیار سفت هستند را ننوشید
میوه های پخته شده را نخورید چرا که هرگز ماده مغذی میوه ها را دریافت نخواهید کرد
تنها مزه شان را دریافت میکند
پختن، تمام ویتامین ها را از بین میبرد   
 
But eating a whole fruit is better than drinking the juice.
If you should drink the juice, drink it mouthful by mouthful slowly, because you must let it mix with your saliva
before swallowing it. You can go on a 3-day fruit fast to cleanse your body. Just eat fruits and drink fruit juice throughout the 3 days and you will be surprised
when your friends tell you how radiant you look!
اما به هرحال خوردن میوه کامل بهتر از نوشیدن آب آن است
اگر باید آب میوه بنوشید طوری بنوشید که دهانتان پر شود و
آن را آرام آرام غورت دهید
چرا که باید اجازه دهید که آب میوه با بزاق دهانتان قبل از غورت دادن آن کاملا ترکیب شود
میتوانید برای پاکسازی بدنتان 3 روز روزه ی میوه بگیرید
به مدت 3 روز فقط میوه بخورید
و در آخر متعجب میشوید از اینکه دوستانتان به شما میگویند که چقدر پوستتان درخشان و صاف شده است  
 

KIWI:
Tiny but mighty.
This is a good source of potassium, magnesium,
vitamin E & fiber.
Its vitamin C content is twice that of an orange.
کیوی: میوه کوچک اما بسیار مقوی
این میوه منبع خوبی از پتاسیم، منیزیم، ویتامین ای و فیبر است
حجم ویتامین سی این میوه دوبرابر حجم ویتامین سی پرتقال است   
 

APPLE:
An apple a day keeps the doctor away?
Although
an apple has a low vitamin C content, it has antioxidants
& flavonoids which enhances the activity of vitamin C thereby helping to lower the risks of colon cancer,
heart attack & stroke. 
سیب: روزانه خوردن یک سیب، دکتر را از شما دور میکند
اگرچه سیب مقدار کمی ویتامین سی دارد، اما دارای آنتی اکسیدانها و فلاونهاست (ماده شیمیایی بیرنگ و متبلور) که هر دوی اینها فعالیت ویتامین سی در بدن را زیاد کرده و تسهیل می بخشند و درنتیجه ریسک مبتلا شدن به سرطان روده، حملات قلبی و سکته کاهش پیدا میکند    
 

STRAWBERRY:
Protective Fruit.
Strawberries have the highest total antioxidant power
among major fruits & protect the body from cancer-
causing, blood vessel-clogging free radicals.
توت فرنگی: میوه محافظ
توت فرنگی بالاترین قدرت اکسیدانها را در میان اکثر میوه ها دارد
و از بدن در برابر ابتلا به سرطان،
گرفتگی رگها و رادیکالهای آزاد محافظت میکند  
yadete ke migofti dadasham tooot farangi naikhore mige hish khasiati nadare??:)
khob injaaa neveshte khooobe man naidooonam inaa ke neveshte chi bidan vali khob khooob bidan engar:)
kholase ke bebin inaaa ras migan ya dadashet ke fayde dare ya na:)
 
ORANGE : Sweetest medicine.
Taking 2-4 oranges a day may help keep colds away,
lower cholesterol, prevent & dissolve kidney stones
as well as lessens the risk of colon cancer.
پرتقال: دارویی شیرین
مصرف روزانه 2 تا 4 عدد پرتقال جلوی سرماخوردگی را میگیرد 
کلسترول را کم میکند
از ایجاد سنگ در بدن جلوگیری کرده و یا سنگهای موجود در بدن را
از بین میبرد و همچنین ریسک ابتلا به سرطان روده را کاهش میدهد

WATERMELON: Coolest thirst quencher.
Composed of 92% water, it is also packed with a giant dose
 of glutathione, which helps boost our immune system.
They are also a key source of lycopene — the cancer
fighting oxidant. Other nutrients found in watermelon
are vitamin C & Potassium.
هندوانهبهترین تسکین دهنده تشنگی
از 92% آب تشکیل شده است
همچنین حاوی بالاترین دوز گلاتاتیون است که
به بالارفتن سیستم دفاعی بدن کمک میکند
همچنین آنها اصلی ترین منبع لیکوپین هستند که اکسیدانی برای مبارزه با سرطان است
  دیگر مواد مغذی موجود در هندوانه ویتامین سی و پتاسیم هستند
 
PAPAYA:
Top awards for vitamin C.
They are the clear winners for their high vitamin C content.. 
It is rich in carotene; this is good for your eyes.
 عنبه (انبه): نشان بالاترین برای ویتامین سی
آنها بهترین برندگان برای داشتن بالاترین میزان ویتامین سی هستند
این میوه سرشار از کاروتین است که حاوی ویتامین آ بوده
و برای چشم ها مفید میباشند
 
Drinking Cold water after a meal = Cancer!
Can u believe this??
It is nice to have a cup of cold drink after a meal.
However, the cold water will solidify the oily stuff that
you have just consumed. It will slow down the digestion... Once this 'sludge' reacts with the acid, it will break down
and be absorbed by the intestine faster than the solid food.
It will line the intestine. Very soon, this will turn into fats
and lead to cancer.
It is best to drink hot soup or warm water after a meal. 
نوشیدن آب سرد بعد از غذا = سرطان
میتوانید باور کنید؟
شاید نوشیدن یک لیوان آب سرد بعد از غذا، بسیار لذت بخش است
اما آب سرد مواد روغنی که در آن لحظه مصرف کرده اید را سفت میکند
روند هضم غذا را کند میکند
زمانی که این رسوبها با اسید واکنش نشان میدهند و شکسته میشوند
و سریعتر از غذاهای جامد، توسط روده جذب میشوند
بسیار سریع این امر موجب چاقی و سپس سرطان میشود
بهتر این است که بعد از غذا، سوپ گرم و یا آب ولرم مصرف کنید   

 
A serious note about heart attacks
متنی مهم در مورد حملات قلبی
 HEART ATTACK PROCEDURE': (THIS IS NOT A JOKE!) (
مراحل حملات قلبی (این یک شوخی نیست
women should know that not every heart attack symptom
 is going to be the left arm hurting.
Be aware of intense pain in the jaw line.
You may never have the first chest pain during the course
of a heart attack. Nausea and intense sweating are also common symptoms. Sixty percent of people who have
a heart attack while they are asleep do not wake up.
Pain in the jaw can wake you from a sound sleep.
Let's be careful and be aware. The more we know
the better chance we could survive.
 خانمها باید بدانند که تنها نشانه حمله قلبی، احساس درد در
بازوی چپ نمیباشد
به درد شدید در ناحیه فک و آرواره بسیار توجه کنید
هرگز اولین درد در ناحیه قفسه سینه را در هنگام حمله قلبی نخواهید داشت
حالت تهوع و عرق کردن شدید از نشانه های معمول است
تقریبا60 درصد مردم که دچار حمله قلبی در خواب شدند
دیگر هرگز بیدار نشدند
درد آرواره ممکن است شما را از خوابی آرام بیدار کند
بهتر است مراقب باشید و آگاه
هرچقدر بیشتر بدانیم، شانس بیشتری برای نجات یافتن داریم 
 

A cardiologist says if everyone who gets this mail sends
 it to 10 people, you can be sure that we'll save at least
 one life.
یک متخصص قلب میگوید که هرکسی که این ایمیل را دریافت کرد
اگر آن را برای 10 نفر بفرستد میتوانیم بگوییم که
حداقل جان یک نفر را نجات داده است


تاريخ : پنجشنبه دوم شهریور 1391 | 23:14 | نویسنده : سعید مختار

هر روز هزاران سيب در اطراف ما از درخت فرو مي افتد. ولي آن چه وجود ندارد ديدگان نيوتني است.



تاريخ : شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 | 10:52 | نویسنده : سعید مختار

 تاز رویت گرفته ام روزه/جز به یادت نکرده ام افطار



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 | 1:39 | نویسنده : سعید مختار
تلخند
 
Right-click here to download pictures. To help protect your privacy, Outlook prevented automatic download of this picture from the Internet.
Join 
Gevo Group
 
توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد .....
 
یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم .....
 
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش ..... همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟
 
پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمينو گُوشت بده نِنه .....
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟
پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!
قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن .....
اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟
پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟
جوون گفت اّره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟
پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه ..... شیکم گشنه سَنگم مُخُوره .....
جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه ..... اینا رو برا بچه‌هام مي‌خام اّبگوشت بار بیذارم!
جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن .....
پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگرفته بُودی؟
جوون گفت: چرا
پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُوريم نِنه .....
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.


تاريخ : جمعه سیزدهم مرداد 1391 | 11:20 | نویسنده : سعید مختار

Yesterday, all my troubles seemed so far away
Now it looks as though they're here to stay
Oh, I believe in yesterday

Suddenly, I'm not half the man I used to be,
There's a shadow hanging over me
Oh, yesterday came suddenly

Why she had to go I don't know she wouldn't say
I said something wrong, now I long for yesterday

Yesterday, love was such an easy game to play.
Now I need a place to hide away.
Oh, I believe in yesterday.

Why she had to go I don't know she wouldn't say.
I said something wrong, now I long for yesterday.

Yesterday, love was such an easy game to play, yes it was.
Now I need a place to hide away
Oh, I believe in yesterday




تاريخ : جمعه سیزدهم مرداد 1391 | 11:17 | نویسنده : سعید مختار

روحش شاد

 

 

     خسته ام از همه

     خسته از دنیا

     آسمان بشنو از

     قلب من این صدا

     ای زندگی بیزار از توام

     بیزار از این عالم

     بیگانه ام با سیمای تو

     دیوانه دنیای تو

     در هم مشکن زنجیر مرا

     بهتر که شوم رسوا

     رفتم که دگر با دست شما

     پنهان شوم از چشم دنیا

     شعر: تورج نگهبان

     آهنگ: محمد اوشال



تاريخ : جمعه سیزدهم مرداد 1391 | 10:59 | نویسنده : سعید مختار

< الملكُ يبقی مع الكفر، و لايبقی مع الظلم! >


والا پیامبر (پيام‌دار)

      محمد

گفتی كه یک ديار

    هرگز به ظلم و جور نمی‌ماند (برپا و) استوار!

والا پیامبر (پيام‌دار)

      محمد

آنگاه،

    تمثیل‌ وار کشيدی

                 عبای وحدت

                      بر سر پاکان روزگار!

والا پیامبر (پيام‌دار)

      محمد

در تنگ پرتبرک آن نازنین عبا،

    دیرینه ای محمد

        جا هست بیش و کم،

             آزاده را که تیغ کشیده ا‌ست بر ستم

      محمد



تاريخ : چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 | 11:8 | نویسنده : سعید مختار

چارلی چاپلین میگه هر چیزی آخرش خوبه!


اگه خوب نبود صبر کن هنوز آخرش نشده!!!


پل ها را از بین نبر شاید مجبور شوی بار ها از رودخانه عبور کنی!


"جکسون براون"


مولانا میگه : قاضی نادانیست میان دو دانا!!!



تاريخ : چهارشنبه یازدهم مرداد 1391 | 10:57 | نویسنده : سعید مختار



تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 15:31 | نویسنده : سعید مختار

 

 

 

 

 

 

خلاقیت در جامعه ي مدرن امروزی بسیار ضعیف می باشد.

 

هرگاه به یکی از باورهای  زیر برخورد کردید ، برای رشد خلاقیت  بیشتر  تلاش نمایید .

 

1- تنها گروه های خاصی( مستعد، باهوش، تحصیل کرده و...) از مردم می توانند خلاق باشند:

همه ی مردم می توانند خلاق باشند.برای خلاق بودن نیاز به استعداد یا دانش خاصی نیست.در حقیقت، گاهی هرچه به یک محیط علمی نزدیک تر باشید کمتر می توانید خلاق باشید.یک دیدگاه تازه از محیط بیرون بیشترین ایده های خلاقانه را تولید می کند.البته این بدین معنی نیست که دانش و اموزش در خلاق بودن اهمیتی ندارند اما تفاوت آشکاری بین داشتن ایده خلاق و داشتن ایده خلاق خوب وجود دارد. به قضاوت یک ایده خلاقانه نشستن با خلاق بودن متفاوت است. یکی از مواردی که خلاقیت را کاهش می دهد تصویری است که از خود دارید.اگر شما خود را خلاق می بینید احتمالا خلاق هستید اما اگر خود را به عنوان فردی که خلاق نیست می بینید تمایل دارید که راههای آزمایش شده را ادامه دهید و از خلاق بودن در ادامه ی راه انصراف می دهید.

اما خلاقیت همیشه مستقل از استعداد و تحصیلات منتظر شماست!

 

2- خلاقیت بی نظم، درهم گسیخته و خارج از کنترل است:

درست است، شما باید برخی از محدودیت ها و موانع را رها کنید تا بتوانید در خلاقیت بهترین باشید اما در عین حال خلاقیت مجموعه ای از همه ی تجربه های زندگی شما می باشد.

خیلی از ایده های خلاقانه در تاریخ زمانی اتفاق افتاده اند که شخص در حال استراحت یا خواب بوده است.

اما آنچه شما نمی بینید کارهایی است که در پشت صحنه انجام شده است.

سال ها تادیب نفس، فداکاری و تمرکز مقدمات بوجود آمدن لحظه های خلاقیت را

 می چیند

مانند کوه یخ، شما فقط بخشی از آن را می بینید.

 

3- ما هم اکنون در بهترین موقعیت هستیم، نیازی به خلق ایده های جدید نداریم

مردمی هستند که همیشه دوست دارند وضعیت دقیقا به همین صورتی که هست باقی بماند

باقی ماندن روی عادت های قدیمی و راحت و ایمن بودن یک نیاز انسانی است.اما اگر به تغییر،رشد و توسعه دادن ایده های جدید خلاقانه ادامه ندهیم مانند دایناسورها منقرض خواهیم شد.

خلاقیت و امنیت دو روی یک سکه هستند.برای مردم خلاق عدم رضایت از وضعیت فعلی یک مشکل است اما مانند موارد دیگر زندگی حقیقت چیزی مابین این دو است.ما باید بین ثبات و خلاقیت تعادل برقرار کنیم

 

4- ما بیشتر به علم و تکنولوژی نیاز داریم تا خلاقیت

در بیشترین سطوح خلاقیت و تکنولوژی دو مقوله ی جدا از هم هستند.اما شما نمی توانید بدون خلاقیت به پیشرفت های علمی ابتکاری دست یابید.تکنولوژی معمولا کاری برای تولید خلاقیت انجام نمی دهد.در حقیقت طبیعت سخت و معتاد کننده ی تکنولوژی سرگرمی های جدید ، تمایل دارد ایده های خلاقانه را دلسرد کند.بعضی اوقات بهترین راه دست یافتن به خلاقیت دوری از تکنولوژی و برگشتن به طبیعت است. به پیاده روی بروید ،ورزش کنید یا در یک پارک نزدیک بنشینید.

خلاقیت ضرورتی برای پیشرفت های علمی است . بله، ما نیاز به پیشرفت هرچه بیشتر علم و تکنولوژی داریم اما تنها راه رسیدن به آنها خلاقیت است.علم نیاز به خلاقیت دارد.خلاقیت نیاز به تکنولوژی ندارد.

 



تاريخ : جمعه ششم مرداد 1391 | 15:8 | نویسنده : سعید مختار

فواید روزه داری


در طب قدیم روزه اهمیت خاصی داشته، فیثاغورث و بقراط برخی از امراض را با روزه معالجه می كردند و ابن سینا فصلی از كتاب قانون را به مداوا با روزه اختصاص داده است. دكتر الكسی سوفورین دانشمند شهیر روسی می گوید: جسم به هنگام روزه به جای غذا از مواد داخلی استفاده كرده و آنها را مصرف می كند و بدین وسیله خود را به وسیله روزه، پاكیزه می سازد. اكثر بیماریهای حاد و مزمن را می توان به وسیله روزه بهبود بخشید یا از شدت آنها كاست. بهترین درمان بیولوژیكی این است كه به وسیله دفع مواد مضر، سلامت فرد را تأمین نماییم. به محض این كه نیروهای نوسازی موجود زنده، در هنگام روزه فعال و آزاد بشوند، تصفیه مواد زائد حاصل از متابولیسم ایجاد می گردد.مشاهدات علمی تفاوت بین روزه داری و گرسنگی را نشان داده اند. نوعی داوطلبی واقعی توأم با آسایش درونی لازمه روزه درمانی است. وضع فكر بیمار، در هدایت اعمال متابولیك تمام بدن تأثیر اساسی دارد. روزه داری سبب افزایش قدرت انقباضی قلب و دفع چربی های زائد می گردد.
آثار مثبت جسمی زیادی در افراد سالم و بیمار، برای روزه داری بیان شده است كه از جمله؛
 ●اثر بر سوخت و ساز،
● غلظت هورمونها،
● فعالیت كلیه ها، آزمایشهای كبدی،
●دستگاه گوارش، 
● دستگاه قلب و عروق،
● آثار عصبی و روانی،
● اثر بر الكترولیت ها و شاخص های خون سازی، 
● اثر بر كاهش وزن و... می باشد.
● شیوع حملات صرعی در روزه داران ماه مبارك رمضان كاهش می یابد.
●روزه داری سبب كاهش افسردگی، افكار پارانوئیدی و وسواس می گردد و عزت نفس فرد را افزایش می دهد.

ماه رمضان را از آن جهت ماه صبر نامیده اند چون صابر و روزه دار خود را از تأثیر درگیر ی ها و شكوه ها و آلام می رهاند و خویشتن را از آنها بازمی دارد. صبر یكی از طرق سلامت و بهداشت روانی است كه در روزه دار تجلی می یابد.



log